تبليغاتX
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
عشق


























عشق

دوستت دارم عشقم

قٍالِبــ و اِسمايلے هاےِ كـــيكــkikoــو

سلام به دوست خوبم

خوش امدی بفرما بفرما دم در بده بیا تو

دوست خوبم باید اینجا اینا رو رعایت کنی

۱نظر ندی نمیری بیرون

دیگه قانونی ندارم هرکار میخواین بکنین

اهان یکی هم این که هرکی خواست بلینکمش اول منو با اسم عشق بلینکه بعد بگه با چه اسمی بلینکم منم بلینکم

خب دیگه سلامتیتون

بازم میگم نظر یادتون نره

بای بایییییییییی

 

   

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

                                                                     
نوشته شده در جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 19:0 توسط مریم|

سلام

خوفین؟؟؟

خوش میگذره؟؟؟

اومدم خداحافظی

امتحانامون داره کم کم شرو میشه

دیگه باید از الان برم بخونم تا ۱تیر قراره امتحان بدیم اونم چی؟ نهایی

واستون دعا میکنم که امتحانا رو عالی بدین شما هم منو دعا کنین

خداجونم کمکم کننننننننننننننننننننننننننننننن

من از فیزیک متنفرم از شانس منم امسال فیزیک رو تو شبکه ی اموزش گفتن که سخت میدن

اخه این شانسه؟؟؟

خب چه میشه کرد امروز رو هم بیکار چرخیدم ولی دیگه فردا اخرین روزه از فردا شرو میکنم که بخونم

تا ۱تیر خدافظ

روز مرد رو هم تو ادامه مطلب از الان تبریک میگم اگه خواستین برین ببینین


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 21:58 توسط مریم|

سلام یه عالمه نوشتم دستم خورد همش پرید

خیلی عصبی شدمخب حالا

سلام و صدسلااااااااااااااااااممممممممممممم

خوفین؟؟؟چه خبرا یا به قول زرزری جون چه خطرا؟؟؟

جشن شیدا جون عالییییییییییییییییی بود عالی عالی

خب از اولش تعریف میکنم ساعت ۳عقد بود رفتیم عقد سفره ی عقد عالی و عروس جونمم ماه شده بود ماه ماااااااااااااااااااههههههههه

عاقد عقد رو خوند و بادابادا مبارک بادا ایشالاه مبارک باداااااااااااااااااااااااااااا یه عالمه هورا کشیدیم که شبش صدای من گرفته بود

بعدش عروس خانوم و اقا دوماد عکس گرفتن البته مارو بیرون کردن اخه عروس خانوم خجالت میکشید که ما هم اونجا باشیم منم که فوضول داشتم میمردم

بعدش رفتیم باند و ضبط رو اماده کردیم و منتظر عروس خانوم که بیاد

عروس جونم که اومد خواهرشوهرهای عروس که ۲تا بودن رقصیدن و بعدش فامیلای داماد تا نوبت من بشه مردم دود از کله ام داشت میومد بیرونبعد از ۱.۵ساعت نوبت من شد من واسه آّنگ۱. ۲. ۳روزه باهاش قهرم... خوانندش هم یادم نیست رقصیدم

یکم بعد هم عروس رقصید بعدش میوه شیرینی خوردیم بعدش اقا دوماد اومد و عروس خانوم واسه اقا دوماد رقصید(لازم به ذکر است که مجلسای ما مختلط نمیشه)بعد در همین حال اقا دواد یه عالمه پول رو سر و زیر پای عروس جونم ریخت و منم داشت گریه ام میگرفت چون روز جشن خودم یادم میومد گریه ام رو به زور نگه داشتم وای خدا چه زود گذشت انگار همین دیروز جشن من بود

 واییییییییییییییییییییییی

خب بعد جشن رفتیم شام و بعدش خونمون

و الان این دوکبوتر عاشق دارن دوران نامزدی رو سپری میکنن

خلاصه گفتم ولی درکل خیلی عالییییییییییییییییییییی بود عالی عالییییییییییییییییییییییییییییی

 

مواظب خودتون باشین دوستای گلم

خدافظ

باباییییییییییییییییییییییییی

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 16:24 توسط مریم|

الان داره اینجا بارون میاد منم به اندازه تموم دونه های بارون دلم گرفته  و دلتنگ رضام

دلتنگ کسی که فک نکنم دلش برام تنگ شده باشه

وای خیلی دلم تنگه حتی حوصله تلوزیون و درس و هیچی هیچی رو ندارم

هرچی درس هم میخونم تو کله ام نمیره

وای من عاشق بارونم

وقتی بارون میاد همیشه دلتنگ تر میشه

بارون خیلی قشنگه صدای بارون وقتی میپیچه تو گوشت انگار داری با بارون حرف میزنی انگاری دل اسمونم پره عین دل اسمون من که الان پره

کاش بارون که زمین رو میشوره و هرچی داره با خودش میبره بارون چشمای منم با باریدنش تموم غصه هامو میبرد

بزن بارون بزن خیسم کن بزن ارومم کن شاید که با تو اروم شم

نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 18:40 توسط مریم|

سلاااااااااااااااممممممممممممم

خیلی خوشحالم

نمیگم چرااصلا نمیگم بذارین یکم فوضولیتون گل کنه

نه دلم نمیاد شما دوست جونیای خودمین

بگم چی شده؟؟؟

یکی عروس شده وای بهترین ابجی و دخترعمه ی دنیا

شیدا جونم عروس شده ازدواج کرده هفته بعد پنجشنبه هم عقدشونه

خیلی دوست دارم شیدا جونممممممممممممممم

با  شوشوم اینا هم همسایه هستنمن و شیدا همسایه هم شدیم

شیدا جونم تبریک میگم انشالله خوشبخت بشی و توی تموم مراحل زندگیت موفق بشی

به جای شما هم شیرینی میخورم هفته ی بعد پنجشنبه اصلا غصه نخورین

از الان درد لباس گرفتم که چی بپوشم

وای این مرحله ی لباس خیلی سخته

شیدا بازم بهت تبریک میگم

خب من دیگه رفتم

بای بایییییییییییی

  

 

نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 23:18 توسط مریم|

سلام سلام صدتا سلام

از الان هزارتا غصه اومده سراغم

 یکیش درسا(درسا خیلی سخته مغزم داره میترکه)

دومیش اینکه ۱۰تیر میریم مسافرت تا ۲۰ستم هم برنمیگردیم ۲۰هم تولد منه و پیش نفسم نیستممممممممممممممممممموای خدا

اه اه اه

همش تقصیر بابامه رفته واسه نیمه شعبان تو مشهد جا رزیو کرده

اخه من چیکار کنم؟؟؟کار رضا هم طوری نیست بتونه با ما بیاد

مجبورم بسوزم و بسازم

وای برم یکم غصه بخورم و یکمم درس نگاه کنم

بای بای

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 19:58 توسط مریم|

کاش هفت ساله بودم...

روی نیمکت چوبی می نشستم...

مداد سوسماری در دست...

باصدای تو دیکته می نوشتم...

تو می گفتی بنویس دلتنگی...

من آن را اشتباه می نگاشتم...

اخمی بر چهره می نشاندی ومن...   

به جبران...

دلتنگی را هزار بار می نوشتم!!!

خیلی دلم تنگهههههههههههههههه

با اینکه دیروز دیدمش اندازه سرسوزن شده دلم براش

 

 

مرا اینگونه نگاه نکن دل من پر از

سکوت است ،  سکوتی که اگر نمایان شود

عالمی را به آتش می کشد در پس پوسته ی

حرفهای من سکوتی پر معنا نهفته است ، صدها جلد کتاب

یک دقیقه آن است و در تاکستان ابدیت یک شاخه انگور دارد

شرابی که از آن افشرده ام دنیاییی را مست میکند

و دیگری را می کشد ، مرا رها مکن

 

خیلی دوستت دارم عشقممممممممممممم

 

ادامه مطلب هم چنتا مطلب گذاشتم اگه دوست داری برو راستی  یه سخن هم از دکتر شریعتی گذاشتم


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 13:7 توسط مریم|

وفات حضرت فاطمه(س)مهربووووووووون ترین مادر دنیا رو به همه تسلیت میگم

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 17:53 توسط مریم|

سلام دوستای با معرفت خوددددددددددددددددددددددممم

خوفی؟خوشی؟سلامتی؟؟؟

منم خوبم

درسا خیلی زیاد شدههههههههههه

درحدالمپیک زیاد شده

حتی ۳هفته بود نرفته بودم خونه ی شوشوییم اینا. عشقم میومد خونه ما که اخرش چهارشنبه ی گذشته رفتم خونشون

وای کی خرداد هم تموم میشه تا نفس راحتت بکشم

میام نت ولی کم میام و به دوستای با معرفتم وقت میکنم سر بزنم

قلبون همتون

خب یه مطلب کوچولو گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد

 

داستان همسری که عشق او را از طلاق منصرف کرد

خــــداونــدا خــــداونــدا

قــــرارم بــــاش و یــــارم بـــــــاش

جهــــانـ تــــاریــکیــ مــــحض است

میــ ‌ترسمــــ

کــــنارمـــــ بـــــــــاش ....

 

تصاویری به معنای عشق و زندگی

چقــدر باید بگذرد؟؟

تا مـن

در مـرور خـاطراتم

وقتی از کنار تــو رد می شوم.

تنـــم نلــرزد…..

بغضــم نگیــرد…..

 

تصاویری به معنای عشق و زندگی


تولد انسان روشن شدن کبریتی است


و مرگش خاموشی آن!


بنگر در این فاصله چه کردی؟


گرما بخشیدی...!؟

یا سوزاندی...؟!!

 

مرسی که اومدی ببخشید اگه کم بود یا اگه خوشت نیومد

بای دوست خوبممممممممممم

نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 20:19 توسط مریم|

سلامممممممممم

خوفین؟؟؟من که خوفم

 دیروز وقتی از مدرسه برگشتم دیدم نفسم اس داده که عشقم امروز میام خونتون ببینمت

عصر اومد خونمون اونقد منو خندونده بود که داشتم میترکیدم

فداش بشم خیلی مهربونه

واسم لواشک خریده بود اخه خیلی دوس دارممممممممممممممم

خیلی ترش بود چشمام چپ میشد وقتی میخوردموای ببخشین اگه دهنتون اب افتاد

خب دیگه اینکه

امروز هرچقد گشتم تا یه مطلب و خنده دار پیدا کنم نتونستم

چنتا عکس خنده دار گذاشتم برین تو ادامه مطلب ببینین امیدوارم خوشتون اومده باشه

خیلییییییییییییییییی دوستون داررررررررررررررممممممممم

 

راستی به این سوال هم جواب بدین اگه اسم ادما رو از روی بهترین صفتشون میذاشتن اسم منو چی میذاشتین؟؟؟

۱مهربون یا بد اخلاق

۲راستگو یا دروغگو

۳با معرفت یا بی معرفت

۴شوخ طبع یا بی جنبه

۵با وفا یا بی وفا

۶هنرمند یا بی هنر!!!

۷و...

هرچی خواستین بگین


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 13:16 توسط مریم|


آخرين مطالب
» خوش اومدی
» خدافظ
» جشن شیداجونم
» بارون
» عروس جونم
» غصه دارم میخورم!!!
» دلم تنگته نفسم
» تسلیت
» سلام
»
Design By : Pars Skin